ترجمه "excrescency" به فارسی

آماسگی, برآمدگی, بیرون زدگی بهترین ترجمه های "excrescency" به فارسی هستند.

excrescency noun دستور زبان

An excrescent state or condition; the quality or fact of growing out of something; abnormal or excessive development; an example of this. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • آماسگی

  • برآمدگی

  • بیرون زدگی

  • رجوع شود به excrescence

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " excrescency " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "excrescency" با ترجمه به فارسی

  • (زائده یا غده و غیره که بیرون بزند و نابهنجار باشد) برآمدگی (نابهنجار) · (نادر - برآمدگی بهنجار یا هر چه از پوست به طور طبیعی بیرون بیاید مثل مو) برون روینده · آماسش · آماسه · اخراج · امتیاز · برآمدگی · برجستگی · برون رستی · بیرون زدگی · تورم · ضربت · قوز · ورم · کوهان
  • (زبانشناسی) برافزایش · آماسه · اضافی · افزایش · برآمده · برون رسته · بیرون زده · زائده
  • (زائده یا غده و غیره که بیرون بزند و نابهنجار باشد) برآمدگی (نابهنجار) · (نادر - برآمدگی بهنجار یا هر چه از پوست به طور طبیعی بیرون بیاید مثل مو) برون روینده · آماسش · آماسه · اخراج · امتیاز · برآمدگی · برجستگی · برون رستی · بیرون زدگی · تورم · ضربت · قوز · ورم · کوهان
اضافه کردن

ترجمه های "excrescency" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه