ترجمه "excretory" به فارسی
دفعی, (وابسته به دفع فضولات بدن) پالیدگانی, اندام دافع فضولات بهترین ترجمه های "excretory" به فارسی هستند.
excretory
adjective
دستور زبان
of, or relating to excretion [..]
-
دفعی
-
(وابسته به دفع فضولات بدن) پالیدگانی
-
اندام دافع فضولات
-
ترجمه های کمتر
- اندام پالشی
- برون تراوشی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " excretory " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "excretory" با ترجمه به فارسی
-
دفع · زوائد · فضله · فضولات · نجاست · پس مانده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن