ترجمه "excruciating" به فارسی

شدید, بسیار, جانگداز بهترین ترجمه های "excruciating" به فارسی هستند.

excruciating adjective دستور زبان

the nation's most excruciating dilemma -- W. H. Ferry (Can we date this quote?) [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • شدید

    adjective

    and blinding pain exploded there, so excruciating that he could not even scream.

    درد، ناگهانی و آنقدر شدید بود که حتی نتوانست فریاد بکشد.

  • بسیار

    adjective adverb

    The public humiliation was excruciating.

    تحقیر در انظار عمومی بسیار مشقت بار بود.

  • جانگداز

  • ترجمه های کمتر

    • حاد
    • (موجب درد شدید روحی یا جسمی) جانفرسا
    • بی تابگر
    • طاقت فرسا
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " excruciating " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "excruciating" با ترجمه به فارسی

  • (از درد) بی تاب کردن · (دچار درد شدید کردن) دردمند کردن · (دچار ناراحتی یا زجر شدید فکری کردن) عذاب روحی دادن · (روحا) زجر دادن · (قدیمی) شکنجه کردن · آزار دادن · زجر دادن · شکنجه کردن · عذاب دادن · معذب کردن
  • ازار · تقلا · جان کندن · درد · سکرات مرگ · شکنجه · عذاب
اضافه کردن

ترجمه های "excruciating" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه