ترجمه "excursive" به فارسی

استدلالی, برهانی, پراکنده بهترین ترجمه های "excursive" به فارسی هستند.

excursive adjective دستور زبان

Tending to digress [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • استدلالی

    adjective
  • برهانی

    adjective
  • پراکنده

  • ترجمه های کمتر

    • گریز
    • (نطق یا نگارش یا کتاب و غیره) پرانحراف
    • پر از گریززنی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " excursive " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "excursive" با ترجمه به فارسی

  • منحرف شدن · گردش کردن
  • (فضا نوردی - بخشی از فضا ناو امریکایی آپولو که از فضا ناو جدا شده و با دو فضا نورد بر ماه فرود آمد و بازگشت) ناو ماه پیما
  • ازروی بی ترتیبی · بطورسرگردان یاسیار · منحرفانه
  • (سفر کوتاه که در محل آغاز پایان می یابد) گشت · (فیزیک - پزشکی) برون گردی · (مهجور) برون شدن از دژ و حمله به دشمن · (کشتی و هواپیما و ترن و اتوبوس) سفر رفت و برگشت (با تخفیف و محدودیت تاریخ حرکت) · انحراف · تفرج · تفریح · تور · توریستی · تک ناگهانی · سفر تفریحی · همسفران · وابسته به چنین سفری · کژروی · گردش · گروهی که باهم به چنین سفری می روند · گشت و گذار · گشت و گردش · گشتوگذار · گلگشت
اضافه کردن

ترجمه های "excursive" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه