ترجمه "excursionist" به فارسی

سیاح, گردش رونده, گردش کننده بهترین ترجمه های "excursionist" به فارسی هستند.

excursionist noun دستور زبان

A person who goes on excursions; a traveller or tourist [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سیاح

  • گردش رونده

  • گردش کننده

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " excursionist " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "excursionist" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه