ترجمه "excusable" به فارسی
معذور, بخشودنی, موجه بهترین ترجمه های "excusable" به فارسی هستند.
excusable
adjective
دستور زبان
possible to excuse [..]
-
معذور
possible to excuse
Their way was to be Royalists and to excuse themselves for being so.
روششان شاهپرست بودن و معذور داشتن خود از این جهت بود.
-
بخشودنی
an excusable pleasure, in a young man almost an innocent pleasure, though none the less destructive of art and soul:
لذتی بود که در یک جوان بخشودنی و شاید هم معصومانه مینمود، و با این همه برای هنر و روح کشنده بود:
-
موجه
I got no good excuse for what I did.
من هيچ عذر موجهي براي کاري که کردم ندارم.
-
ترجمه های کمتر
- اغماض پذیر
- توجیه پذیر
- قابل بخشش
- قابل گذشت
- معذور داشتنی
- پوزش پذیر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " excusable " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "excusable" با ترجمه به فارسی
-
غیبت موجه
-
بخشنده · معاف کننده
-
بخشیدن
-
(از اجرای تعهد یا قول یا وظیفه و غیره) معذور داشتن · (به ویژه در کلاس یا دادگاه و غیره) اذن خروج دادن · (گناه یا قصور و غیره) نادیده گرفتن · اجازه ی بیرون رفتن دادن · بخشیدن · بهانه · بهانه آوردن · بی تقصیر دانستن · توجیه کردن · توضیح دادن · جای دیگر · دستاویز · دلیل (عدم انجام و غیره) · روشن کردن · شرح دادن · شناساندن · عذر · عذر تراشی · عذر کسی را پذیرفتن · عذرخواهی · عفو کردن · مرخص کردن · معاف کردن · معذرت · معذرت خواستن · معذوریت · مقصر نشناختن · موجه دانستن · پوزش · پوزش (کسی را) پذیرفتن · پوزش خواستن · پوزشمند دانستن · چشم پوشی کردن
-
معذرت میخواهم
-
بطورقابل عفو · چنانکه بتوان بخشید
-
ببخشید · ببخشید؟ · معذرت میخواهم
-
گلاب به روت، روم به دیوار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن