ترجمه "excused" به فارسی
بخشیدن ترجمه "excused" به فارسی است.
excused
adjective
verb
Simple past tense and past participle of excuse . [..]
-
بخشیدن
verb
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " excused " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "excused" با ترجمه به فارسی
-
غیبت موجه
-
بخشنده · معاف کننده
-
(از اجرای تعهد یا قول یا وظیفه و غیره) معذور داشتن · (به ویژه در کلاس یا دادگاه و غیره) اذن خروج دادن · (گناه یا قصور و غیره) نادیده گرفتن · اجازه ی بیرون رفتن دادن · بخشیدن · بهانه · بهانه آوردن · بی تقصیر دانستن · توجیه کردن · توضیح دادن · جای دیگر · دستاویز · دلیل (عدم انجام و غیره) · روشن کردن · شرح دادن · شناساندن · عذر · عذر تراشی · عذر کسی را پذیرفتن · عذرخواهی · عفو کردن · مرخص کردن · معاف کردن · معذرت · معذرت خواستن · معذوریت · مقصر نشناختن · موجه دانستن · پوزش · پوزش (کسی را) پذیرفتن · پوزش خواستن · پوزشمند دانستن · چشم پوشی کردن
-
معذرت میخواهم
-
بطورقابل عفو · چنانکه بتوان بخشید
-
اغماض پذیر · بخشودنی · توجیه پذیر · قابل بخشش · قابل گذشت · معذور · معذور داشتنی · موجه · پوزش پذیر
-
ببخشید · ببخشید؟ · معذرت میخواهم
-
گلاب به روت، روم به دیوار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن