ترجمه "exculpation" به فارسی
تبرئه, برائت, دستاویز بهترین ترجمه های "exculpation" به فارسی هستند.
exculpation
noun
دستور زبان
The act of exculpating from alleged fault or crime; that which exculpates; excuse. [..]
-
تبرئه
nounYour disdain for human interaction doesn't exculpate you, it inculpates you.
تحقير تو نسبت به روابط انساني تبرئه ات نمي کنه ، متهمت مي کنه.
-
برائت
-
دستاویز
noun
-
ترجمه های کمتر
- روسفیدی
- بهانه
- عذر
- جای دیگر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " exculpation " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن