ترجمه "excreting" به فارسی

تخلیه, دفع بهترین ترجمه های "excreting" به فارسی هستند.

excreting verb noun

Present participle of excrete. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تخلیه

    noun
  • دفع

    noun

    We ingest nutrients. We excrete nutrients as well.

    ما مواد مغذى را مى بلعيم. ما همچنين مواد مغذى را هم دفع مىكنيم.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " excreting " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "excreting" با ترجمه به فارسی

  • (از بدن بیرون دادن مثلا پیشاب یا عرق) دفع کردن · (گیاه شناسی - دفع مواد زاید موجود در یاخته) برون پالیدن · برون تراویدن · برون ریختن · دفع کردن · وازدن · پالیدن
  • تراوشی · ترشحی · دفع کننده
  • برون تراوش · برون تراوه · برون تراوی · برون پالش · تخلیه · ترشح · دفع · زوائد · فضله · فضولات · فضولات بدن (پیشاب و غیره) · مدفوع · نجاست · وازنش · پالیده (پالیدگان) · پس مانده
اضافه کردن

ترجمه های "excreting" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه