ترجمه "executory" به فارسی
اجرایی, انجامشی, اداری بهترین ترجمه های "executory" به فارسی هستند.
executory
adjective
دستور زبان
Of or pertaining to administration or execution. [..]
-
اجرایی
-
انجامشی
-
اداری
-
(حقوق - قابل اجرا یا الزام آور در وقت معین) الزام آور در آینده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " executory " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "executory" با ترجمه به فارسی
-
قرار داد اجرایی
-
هزینه های اجرایی
-
اجرائی · وابسته بقیم یاوصی · وصایتی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن