ترجمه "executor" به فارسی
مجری, قیم, مامور اجرا بهترین ترجمه های "executor" به فارسی هستند.
executor
noun
دستور زبان
A person who carries out some task. [..]
-
مجری
noun -
قیم
nounThey called him in to decide family disputes, chose him as executor
او را قیم صغار قرار میدادند، مردم اسرار خود را به وی میسپردند،
-
مامور اجرا
noun
-
ترجمه های کمتر
- وصی
- انجامگر
- برگزارگر
- کارگزار
- اجرا کننده
- مجری – مامور اجرا – وصی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " executor " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Executor
-
مسئول – مجری
عباراتی شبیه به "executor" با ترجمه به فارسی
-
حساب های مربوط به اجرا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن