ترجمه "Executives" به فارسی
مدیران اجرایی- مدیران ارشد ترجمه "Executives" به فارسی است.
Executives
-
مدیران اجرایی- مدیران ارشد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Executives " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
executives
noun
Plural form of executive. [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"executives" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای executives در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "Executives" با ترجمه به فارسی
-
معاون رئیس دفتر
-
هیات مدیران اجرائی کاربر
-
ستاد کارکنان ریاست جمهوری ایالات متحده آمریکا
-
مدت واقعی اجراء
-
رئیس کل-رئیس اجرایی-دبیر کل
-
(اجرای قانون و مقررات و غیره را) سرپرستی کردن · (حقوق - سند یا قباله و غیره را کامل و قانونی کردن مثلا از طریق امضای رسمی یا مهر رسمی یا تحویل رسمی) قانونی کردن · (در نمایش و غیره) نقش اجرا کردن · (طبق طرح یا نقشه یا سفارش) ساختن · (موسیقی) آهنگ (و غیره) اجرا کردن · (کامپیوتر) اجرا کردن برنامه یا دستورالعمل · اجرا · اجرا کردن · اجراییه صادر کردن · از پیش بردن · اعدام کردن · اعمال کردن · انجام دادن · بازی کردن · برگزار کردن · به انجام رساندن · به موقع اجرا گذاردن · به وجود آوردن · به کار بستن · جامه ی عمل پوشاندن · روان کردن · زدن · صورت گرفتن · عملی کردن · مجری (قانون و غیره) بودن · کاربندی کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن