ترجمه "executorial" به فارسی
اجرائی, وصایتی, وابسته بقیم یاوصی بهترین ترجمه های "executorial" به فارسی هستند.
executorial
adjective
دستور زبان
Of or pertaining to an executive (branch of government etc.).
-
اجرائی
-
وصایتی
-
وابسته بقیم یاوصی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " executorial " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "executorial" با ترجمه به فارسی
-
قرار داد اجرایی
-
هزینه های اجرایی
-
(حقوق - قابل اجرا یا الزام آور در وقت معین) الزام آور در آینده · اجرایی · اداری · انجامشی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن