ترجمه "exist" به فارسی
بودن, زیستن, موجود بودن بهترین ترجمه های "exist" به فارسی هستند.
exist
verb
دستور زبان
to be; have existence; have being or reality [..]
-
بودن
verbThe net hours that would have never existed, had Couchsurfing not existed.
اگه "Couchsurfing " نبود، ساعات واقعه باهم بودن هم نبود.
-
زیستن
verbif the world was created just with justice, the world couldn't exist.
آگر جهان تنها با عدالت خلق شده بود، دیگر قادر به زیستن نمیبود.
-
موجود بودن
verbSelect the object for the existence check
برگزیدن شیء برای بررسی موجود بودن
-
ترجمه های کمتر
- وجود داشتن
- به حیات ادامه دادن
- دارای هستی بودن
- دوام آوردن
- زیست کردن
- هست بودن
- هستن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " exist " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "exist" با ترجمه به فارسی
-
ارزش استفاده جاری دارایی – ارزش مورد استفاده در حال حاضر
-
هست
-
وضعیت کنونی
-
بوجود آمدن · حیاط پیدا کردن · موجود
-
باقی · فعلي · موجود · هست · هستی مند
-
از پیش موجود
-
بود · بودش · بودن · بودگاری · جاندار · دنیا · زندگی · زیست · زیستمند · فرتاش · فرد · مخلوق · موجود · موجود زنده · موجودیت · هستش · هستی · وجود · وجود داشتن · وجود – موجودیت · کیهان
-
خودآفرید · خودآیند (مانند خدا) · خودبه خود موجود
اضافه کردن مثال
اضافه کردن