ترجمه "existence" به فارسی
هستی, وجود, زندگی بهترین ترجمه های "existence" به فارسی هستند.
The state of being, existing, or occurring. [..]
-
هستی
nounthe state of being, existing, or occurring [..]
There is no mystery of existence for them.
برای آنها عالم هستی هیچ رازی در بر ندارد.
-
وجود
nounAre there any other planets on which life can exist?
آیا سیارات دیگری وجود دارد، که حیات روی آنها بتواند وجود داشته باشد؟
-
زندگی
nounI have a conviction that they can, and do, exist among us!
من معتقدم و ایمان دارم که آنها میتوانند در میان ما زندگی کنند!
-
ترجمه های کمتر
- موجودیت
- بود
- زیست
- موجود
- بودن
- دنیا
- مخلوق
- فرد
- کیهان
- بودگاری
- زیستمند
- فرتاش
- جاندار
- بودش
- هستش
- موجود زنده
- وجود داشتن
- وجود – موجودیت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " existence " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
"Existence" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Existence در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "existence" با ترجمه به فارسی
-
ارزش استفاده جاری دارایی – ارزش مورد استفاده در حال حاضر
-
هست
-
وضعیت کنونی
-
بوجود آمدن · حیاط پیدا کردن · موجود
-
باقی · فعلي · موجود · هست · هستی مند
-
به حیات ادامه دادن · بودن · دارای هستی بودن · دوام آوردن · زیست کردن · زیستن · موجود بودن · هست بودن · هستن · وجود داشتن
-
از پیش موجود
-
خودآفرید · خودآیند (مانند خدا) · خودبه خود موجود