ترجمه "expenses" به فارسی
مخارج, اه هنیزه, هزینه ها بهترین ترجمه های "expenses" به فارسی هستند.
expenses
verb
noun
Plural form of expense. [..]
-
مخارج
nounFrom the expense of the child, however, he was soon relieved.
اما بار مخارج بچه خیلی زود از دوشش برداشته شد.
-
اه هنیزه
-
هزینه ها
Farmers pay us little by little over time, covering most of our expenses.
کشاورزان در طول زمان، کم کم اکثر هزینه ها را پرداخت می کنند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " expenses " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Expenses
-
مخارج
From the expense of the child, however, he was soon relieved.
اما بار مخارج بچه خیلی زود از دوشش برداشته شد.
عباراتی شبیه به "expenses" با ترجمه به فارسی
-
هزینه ثابت
-
هزینه سرمایه ای شده- هزینه دارایی شده
-
یصخش هنيزه
-
هزینه جاری
-
یگدنز یاه هنیزه
-
هزینه های تاسیس
-
مخارج
-
هزینههای اداری و مالی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن