ترجمه "exploited" به فارسی

معتاد ترجمه "exploited" به فارسی است.

exploited adjective verb

Simple past tense and past participle of exploit. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • معتاد

    adjective
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " exploited " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "exploited" با ترجمه به فارسی

  • استبدادی – استثماری
  • استثمار آمیز · استثمارگرانه · استثماری (exploitive هم می گویند) · سواستفاده آمیز · وابسته به استثمار
  • استثمار · استخراج · استفاده · انتفاع · بهره برداري · بهره برداری · بهره کشی · بهره گیری · بهرهکشی
  • بهره برداري از منابع · بهسازي منابع طبيعي · توسعه منبع · مدیریت منابع
  • بهره برداری کردن
  • (آگهی های بازرگانی و غیره) مورد توجه قرار دادن · استثمار کردن · استخراج کردن · استفاده بهینه کردن · اکسپلویت · ایجاد علاقه کردن · بهره برداري كردن از · بهره برداری کردن · بهره کشی کردن · بهره گیری کردن · سواستفاده کردن · عمل · فتح نمایان · مورد استفاده قرار دادن · کار برجسته
  • فیلم سودجویانه
  • بهره برداری
اضافه کردن

ترجمه های "exploited" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه