ترجمه "explore" به فارسی
گشتن, یابیدن, کاویدن بهترین ترجمه های "explore" به فارسی هستند.
explore
verb
noun
دستور زبان
(intransitive, obsolete) To seek for something or after someone. [..]
-
گشتن
Verb verband my job is to go explore it.
و کار من گشتن آن است.
-
یابیدن
-
کاویدن
-
ترجمه های کمتر
- (بادقت مورد) بررسی و امتحان قرار دادن
- (سفر اکتشافی کردن) سیاحت کردن
- (پزشکی - اندام یا زخم و غیره را از راه جراحی یا درون نگری و غیره مورد امتحان و معاینه قرار دادن) فرادید کردن
- اکتشاف کردن
- بازدید کردن
- جستجو کردن
- جهان پژوهی کردن
- دیدگری کردن
- وارسی کردن
- پژوهش کردن
- پی گردیدن
- کاوش کردن
- گیتی پژوهی کردن
- یابندگی کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " explore " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "explore" با ترجمه به فارسی
-
اکتشافی · معاینه ای · وابسته به پی گردی
-
اکتشاف · بازرسی – جستجو – بازبینی – معاینه · بازیابی · تجسس · جهان پژوهی · جهانگردی · یابش
-
روی ماه قدم گذاشتیم
-
جستجوگر شبکه
-
مریخنورد
-
ارزيابي منبع · اكتشاف منبع · منابع طبیعی
-
کاوشگر Windows
-
فورد اکسپلورر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن