ترجمه "explorer" به فارسی

سیاح, کاشف, مکتشف بهترین ترجمه های "explorer" به فارسی هستند.

explorer noun دستور زبان

One who explores something [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سیاح

    noun
  • کاشف

    noun

    There can't be that many explorers who've been to Peru.

    نميتونه کاشف زيادي باشه که قبلاً توي پرو بوده.

  • مکتشف

    noun

    Tell us their location. We'll send a real explorer to get a specimen.

    مکانشون رو بهمون بگو ، ما يه مکتشف واقعي ميفرستيم که نمونه برداره

  • ترجمه های کمتر

    • جستجوگر
    • جهانگرد
    • گردشگر
    • یابگر
    • جسور
    • (حرف بزرگ) هر یک از ماهواره های امریکایی که از سال 8591 برای اکتشاف جو زمین و فضا پرتاب شده اند
    • اکتشاف کننده
    • جهان پژوه
    • حادثه جو
    • ماجرا جو
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " explorer " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Explorer noun

a commercial browser

+ اضافه کردن

"Explorer" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Explorer در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "explorer"

عباراتی شبیه به "explorer" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "explorer" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه