ترجمه "extracurricular" به فارسی
(آموزش) فوق برنامه (کارهایی مانند شرکت در تیم های ورزشی یا ارکستر یا نمایش که جزو برنامه ی درسی نیست ولی زیر چترمدرسه انجام می شود), (عامیانه) زنا, فعالیت جنسی خارج از ازدواج بهترین ترجمه های "extracurricular" به فارسی هستند.
extracurricular
adjective
noun
دستور زبان
Similarly outside of the normal duties of a job or profession [..]
-
(آموزش) فوق برنامه (کارهایی مانند شرکت در تیم های ورزشی یا ارکستر یا نمایش که جزو برنامه ی درسی نیست ولی زیر چترمدرسه انجام می شود)
-
(عامیانه) زنا
-
فعالیت جنسی خارج از ازدواج
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " extracurricular " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن