ترجمه "extraditable" به فارسی
بازدادنی, بازگرفتنی, (در مورد استرداد مجرمین) استرداد پذیر بهترین ترجمه های "extraditable" به فارسی هستند.
extraditable
adjective
دستور زبان
Able to be extradited. [..]
-
بازدادنی
-
بازگرفتنی
-
(در مورد استرداد مجرمین) استرداد پذیر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " extraditable " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "extraditable" با ترجمه به فارسی
-
استرداد مجرم (از یک کشور یا حوزه ی قضایی به کشور یا حوزه ی قضایی دیگر) · بازداد · بزهکار دهی · بزهکارستانی
-
(بزهکار فراری را از کشور یا حوزه ی حقوقی دیگری) تحویل گرفتن · (مجرم را به کشور یا ایالتی که علیه او ادعا دارد تسلیم کردن) بزهکار دادن · (مجرم را) بازگرفتن · بازدادن · مجرم مسترد کردن · مقصرين را پس دادن · ناشيلصا روشك هب ار هناگيب روشك ميقم نيمرجم.ندرك ميلست
اضافه کردن مثال
اضافه کردن