ترجمه "extractor" به فارسی
برهیختگر, درآور, (در سلاح های آتشین) فشنگ کش بهترین ترجمه های "extractor" به فارسی هستند.
extractor
noun
دستور زبان
Any of various mechanical devices that extract a component from others [..]
-
برهیختگر
-
درآور
-
(در سلاح های آتشین) فشنگ کش
-
ترجمه های کمتر
- (شخص یا اسباب) کشنده
- برون کش
- فشنگ پران
- ناخن فشنگکش
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " extractor " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "extractor" با ترجمه به فارسی
-
استخراجكنندهها · الكها · جداسازها · سیکلونها
-
اسباب زنبورداري · استخراجكنندههاي عسل · بخشهاي كندو · تجهیزات کندو · جداكنندههاي زنبور ملكه · شانهاي ثابت · مزارع كندو
اضافه کردن مثال
اضافه کردن