ترجمه "extractive" به فارسی
استخراجی, افشره, عصاره بهترین ترجمه های "extractive" به فارسی هستند.
extractive
adjective
noun
دستور زبان
That serves to extract something [..]
-
استخراجی
We must cable encouraging extracts to Europe and the United States
باید مواد استخراجی مان را برای دلگرمی هم که شده به اروپا و ایالات متحده بفرستیم
-
افشره
-
عصاره
that they use it after extracting the oil for some reason
که آنها به دلایلی بعد از استخراج عصاره و روغن،از آن استفاده میکنند
-
ترجمه های کمتر
- چکیده
- برهیختی
- تریدنی
- درآوردنی
- چلانه
- کشیدنی
- کندنی
- شیره
- اخذ کردنی
- افشره مانند
- عصاره مانند
- قابل کشیدن (مثل دندان)
- وابسته به برون کشی
- چکیده سان
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " extractive " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "extractive" با ترجمه به فارسی
-
عصارههاي پوست درخت
-
دراوردنی · قابل استخراج · کشیدنی
-
(به زور یا تهدید) اخذ · آب (میوه و سبزی و غیره) · استخراج · اصل · اصل و نسب · افشره · برهیخت · برهیختن · برون کشی · برکندن · بیرون کشی · تبار · تخمه · تریدن · خارج کردن · درآوردن · درکشیدن · دندان کشیدن · شیره · عصاره · عصاره گیری · نژاد · چکیده · کندن
-
دراوردنی · قابل استخراج · کشیدنی
-
کشیدن دندان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن