ترجمه "facultative" به فارسی

اختیاری, فرزامی, گزینشی بهترین ترجمه های "facultative" به فارسی هستند.

facultative adjective دستور زبان

Of or relating to faculty, especially to mental faculty [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اختیاری

    adjective
  • فرزامی

  • گزینشی

  • ترجمه های کمتر

    • میلی
    • مجاز
    • دلخواه
    • روا
    • (زیست شناسی - قادر به زندگی تحت شرایط گوناگون مثلا بطور مستقل و مجزا و یا بصورت انگل) گزینا
    • (وابسته به استعداد یا حواس پنج گانه و غیره) استعدادی
    • با پروانه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " facultative " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "facultative" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "facultative" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه