ترجمه "Fad" به فارسی
کار سرسری کردن, هوس, فد بهترین ترجمه های "Fad" به فارسی هستند.
Fad
-
کار سرسری کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Fad " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
fad
noun
دستور زبان
A phenomenon that becomes popular for a very short time. [..]
-
هوس
nounMatter of fact, this whole League is just a fad.
راستش این انجمن از سر تا ته یک هوس آنی است.
-
فد
thing or behavior that achieves intense short-lived popularity and then fades away
-
ناپا
-
ترجمه های کمتر
- غضب
- باب
- (رسم یا مد یا سبک یا رفتار و غیره که برای مدت کوتاهی متداول می شود) رسم زودگذر
- اضطراب عمومی
- خشم زیاد
- عشق مفرط
- مد روز
- مد زودگذر
FAD
noun
a redox cofactor involved in several important reactions in metabolism.
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"FAD" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای FAD در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن