ترجمه "faddle" به فارسی
هوس, سرگرمی موقتی بهترین ترجمه های "faddle" به فارسی هستند.
faddle
verb
دستور زبان
To trifle; to toy. [..]
-
هوس
noun -
سرگرمی موقتی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " faddle " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "faddle" با ترجمه به فارسی
-
(عامیانه) با چیزهای کم اهمیت خود را سرگرم کردن · حرف بی معنی · مزخرف · مهمل گویی · چرند · یاوه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن