ترجمه "fairly" به فارسی
منصفانه, نسبتا, کاملا بهترین ترجمه های "fairly" به فارسی هستند.
In a fair manner; clearly; openly; plainly; fully; distinctly; frankly. [..]
-
منصفانه
We have been asked to divide the assets up fairly.
از ما خواسته شده دارايي اش بطور منصفانه بين اونها قسمت کنيم.
-
نسبتا
adverbBut this Council takes things like international piracy fairly seriously.
اما این شورا درباره دزدای دریایی بین المللی نسبتا جدی عمل میکنه.
-
کاملا
adverbBased on the protein code, I'm fairly certain the virus is from Krypton.
براساس کد پروتئینی جدا کردم کاملا مطمئنم که ویروس مال کریپتونه
-
ترجمه های کمتر
- واقعا
- محترمانه
- دادمندانه
- دادورانه
- درست
- عادلانه
- دادگرانه
- تماما
- سراسر
- (مهجور) بطور آرام و متین
- با نزاکت و احترام
- به درستی
- به روشنی
- به طور مشخص
- به وضوح
- تا اندازه ای
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fairly " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
-
نسبتا
adverbBut this Council takes things like international piracy fairly seriously.
اما این شورا درباره دزدای دریایی بین المللی نسبتا جدی عمل میکنه.
عباراتی شبیه به "fairly" با ترجمه به فارسی
-
نسبتا خوب
-
الگوریتم های جست و جوی محلی نشان داده شدند که به صورت منصفانه ساده و موثر هستند تا آنجایی که راه حل ای ممکن خوب در مجاورت توپولوژی اصلی(اولیه)تحویل داده شده توسط FCP پیدا شدند