ترجمه "fame" به فارسی
شهرت, نام, آوازه بهترین ترجمه های "fame" به فارسی هستند.
fame
verb
noun
دستور زبان
(rare) What is said or reported; gossip, rumour. [..]
-
شهرت
nounstate of being famous
Homer, maybe fame and fortune aren't as bad as they say.
هومر ، مثل اينکه ثروت و شهرت اونقدرها هم که ميگن بد نيست.
-
نام
nounThere is no such thing as fame and glory.
چیزی به نام شهرت و شکوه وجود ندارد.
-
آوازه
nounshe left the world as full of her vagaries as of the fame of her beauty.
چندان که حسن و جمالش آوازه جهانگیر داشت به وقاحت و بی شرمی نیز شهره دهر بود.
-
ترجمه های کمتر
- معروفیت
- ناموری
- بهنامی
- نامداری
- نیکنامی
- بلندآوازگی
- زبانزد
- اشتهار
- سرشناسی
- (قدیمی) شایعه
- (قدیمی) نامور کردن
- اسم در کردن
- بلندآوازه کردن
- خوش نامی
- مشهور کردن
- نام آوری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fame " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Fame
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Fame" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Fame در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "fame" با ترجمه به فارسی
-
انگشت نمایی · بدنامی · رسوایی
-
پیادهروی شهرت هالیوود
-
(امریکا) تالار افتخار (تالاری که در آن مجسمه یا نام مشاهیر رشته ی ویژه ای را قرار می دهند)
-
بلندآوازه · مشهور · معروف · نامدار · نامور
-
تالار مشاهیر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن