ترجمه "familiarly" به فارسی
بطورخودمانی, گستاخانه, ازروی اشنایی بهترین ترجمه های "familiarly" به فارسی هستند.
familiarly
adverb
دستور زبان
In a familiar manner; . [..]
-
بطورخودمانی
-
گستاخانه
-
ازروی اشنایی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " familiarly " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Familiarly
-
معمولا، عموما، بیشتر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن