ترجمه "famine" به فارسی
قحطی, گرسنگی, خشکسالی بهترین ترجمه های "famine" به فارسی هستند.
(uncountable) extreme shortage of food in a region [..]
-
قحطی
nounextreme shortage of food in a region [..]
It's caused by fast processing of toxic cassava root in famine situation.
آن در موقعیت قحطی با مصرف ریشه منهوت سمی که سریع فرآوری شده، ایجاد می شود.
-
گرسنگی
nounextreme shortage of food in a region
“A Famine, Not for Bread”
گرسنگی، اما ‹نه از نان›
-
خشکسالی
nounbesides the ones that people have been eating to relieve famine
در طی خشکسالی علاوه بر تأمین آذوقه
-
ترجمه های کمتر
- کمیابی
- کمبود
- qḥṭy
- تنگسالی
- ناداشت
- نایابی
- کسری
- جوع
- (قدیمی) گرسنگی شدید
- (هرگونه کمبود شدید) نایابی
- تنگ سالی
- قحط و غلا
- کمیابی و گرانی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " famine " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
The personification of famine, often depicted riding a black horse.
"Famine" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Famine در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.