ترجمه "famous" به فارسی
معروف, مشهور, نامدار بهترین ترجمه های "famous" به فارسی هستند.
famous
adjective
دستور زبان
Well known. [..]
-
معروف
adjectivewell known
I want to talk to the famous pianist before his concert.
من می خواستم قبل از کنسرت با آن پیانیست معروف صحبت کنم.
-
مشهور
adjectivewell known [..]
This is the house where the famous novelist was born.
این خانهای است که رماننویس مشهور در آن متولد شد.
-
نامدار
adjectivewell known
Two world famous poets, Hafez and Saadi were born in here.
دو شاعر نامدار جهانی، حافظ و سعدی در این شهر زاده شدهاند.
-
ترجمه های کمتر
- شهره
- نامی
- زبانزد
- پرآوازه
- سرشناس
- شهیر
- نیکنام
- مفتضح
- نامور
- معرکه
- (عامیانه) عالی
- (قدیمی) بدنام
- بلند آوازه
- درجه یک
- نام آور
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " famous " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "famous" با ترجمه به فارسی
-
شهرت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن