ترجمه "far-off" به فارسی

اقصی, خیلی دور, دور بهترین ترجمه های "far-off" به فارسی هستند.

far-off adjective دستور زبان

remote, either in time or space [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اقصی

  • خیلی دور

    adjective

    He's too far off to lower yet, Mr. Starbuck.

    آقای استارباک، هنوز خیلی دور است که قایقها را به آب بیندازیم.

  • دور

    adjective

    At that moment from far off the wind bore to their listening ears the howling of wolves.

    در آن لحظه باد صدای زوزه گرگها را از دور به گوش شنوای آنان رساند.

  • ترجمه های کمتر

    • دور افتاده
    • دور دست
    • دورافتاده
    • قدیم
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " far-off " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "far-off" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه