ترجمه "far-reaching" به فارسی
گسترده, (در مورد اثر و نتیجه و غیره) ژرف, دور رس بهترین ترجمه های "far-reaching" به فارسی هستند.
far-reaching
adjective
دستور زبان
Having a broad or widespread range, scope or influence. [..]
-
گسترده
adjectiveMoreover, no death in mankind’s troubled history can possibly have an effect so universally far-reaching.
مرگ هیچ یک از آن افراد در تاریخ پرتلاطم بشر تأثیری اینچنین گسترده و جهانی نداشته است.
-
(در مورد اثر و نتیجه و غیره) ژرف
-
دور رس
-
ترجمه های کمتر
- فراچنگ
- فراگیر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " far-reaching " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن