ترجمه "farthing" به فارسی
شاهی, غاز, (سابقا در انگلیس) سکه ای که یک چهارم ((پنی)) penny ارزش داشت بهترین ترجمه های "farthing" به فارسی هستند.
farthing
noun
دستور زبان
Former British unit of currency worth one-quarter of an old penny. [..]
-
شاهی
'Not a farthing more,' was the firm reply of Mr. Limbkins.
آقای لیمب کینس با قیافهی مصممانهای گفت: یک شاهی هم بیشتر نمیدهم .
-
غاز
nounand they haven't a farthing, I suppose?
و آنها هم که صَاحب یک غاز نیستند؟
-
(سابقا در انگلیس) سکه ای که یک چهارم ((پنی)) penny ارزش داشت
-
ترجمه های کمتر
- (هرچیز بی ارزش) پشیز
- پول سیاه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " farthing " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "farthing"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن