ترجمه "farthermost" به فارسی

دورترین, اقصی, در بیشترین فاصله بهترین ترجمه های "farthermost" به فارسی هستند.

farthermost adjective دستور زبان

Most remote or distant; furthermost [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دورترین

  • اقصی

  • در بیشترین فاصله

  • دردورترین نقطه

    adjective
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " farthermost " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "farthermost" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه