ترجمه "fascination" به فارسی

شیفتگی, افسون, گیرایی بهترین ترجمه های "fascination" به فارسی هستند.

fascination noun دستور زبان

The act of fascinating, bewitching, or enchanting; enchantment; witchcraft; the exercise of a powerful or irresistible influence on the affections or passions; unseen, inexplicable influence. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • شیفتگی

    Let's look at our own history and our own cultural fascination with these things.

    بیایید به شیفتگی تاریخ و فرهنگمان به این چیزها نگاه کنیم.

  • افسون

    noun

    Gatsby stood in the center of the crimson carpet and gazed around with fascinated eyes.

    گتسبی در مرکز قالی قرمز رنگ ایستاده بود و با چشمان افسون شده به اطراف خود مینگریست.

  • گیرایی

    The old fascination of his neck was there

    گیرایی سابق گردن مارتین سر جایش بود.

  • ترجمه های کمتر

    • کشش
    • شیفتگری
    • شیدایی
    • خیرگی
    • مجذوب شدگی
    • مسحور شدگی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fascination " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "fascination" با ترجمه به فارسی

  • افسون کردن · شیفتن
  • (قدیمی) روسری زنانه (سبک و ملیله دوزی شده) · شیداگر · شیفتگر · مجذوب کننده · مسحور کننده
  • دلربا · دلفریب · دلکش · سحر آمیز · فریبنده · مجذوب کننده
  • (با نگاه عمیق یا با ترساندن) مات و مبهوت کردن · (در اصل) سحر کردن · (کاملا) جلب کردن · اغفال کردن · افسون کردن · جادو کردن · خیره کردن · سحر کردن · سرجای خودمیخکوب کردن · سوراخ کردن · شیدا کردن · شیفتن · طلسم کردن · فریب خوردن · فریفتن · مجذوب کردن · گول زدن
  • (بسته ی شاخ و برگ یا ترکه که سابقا برای جلوگیری از فروریزی دیواره های سنگر و غیره قرار می دادند و یا چاله ها را با آن پرمی کردند) بسته ی چوب
  • دلربا · دلفریب · دلکش · سحر آمیز · فریبنده · مجذوب کننده
  • افسون کردن · شیفتن
  • (قدیمی) روسری زنانه (سبک و ملیله دوزی شده) · شیداگر · شیفتگر · مجذوب کننده · مسحور کننده
اضافه کردن

ترجمه های "fascination" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه