ترجمه "fascinate" به فارسی
مجذوب کردن, شیفتن, فریفتن بهترین ترجمه های "fascinate" به فارسی هستند.
fascinate
verb
دستور زبان
To evoke an intense interest or attraction in someone [..]
-
مجذوب کردن
verbit was the History House' so much closer at hand'that really fascinated them.
آن خانه تاریخ بود که بسیار نزدیکتر و در دسترس بود و واقعا آنها را مجذوب کرد.
-
شیفتن
-
فریفتن
verb
-
ترجمه های کمتر
- (با نگاه عمیق یا با ترساندن) مات و مبهوت کردن
- (در اصل) سحر کردن
- (کاملا) جلب کردن
- اغفال کردن
- افسون کردن
- جادو کردن
- خیره کردن
- سحر کردن
- سرجای خودمیخکوب کردن
- سوراخ کردن
- شیدا کردن
- طلسم کردن
- فریب خوردن
- گول زدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fascinate " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "fascinate" با ترجمه به فارسی
-
افسون کردن · شیفتن
-
(قدیمی) روسری زنانه (سبک و ملیله دوزی شده) · شیداگر · شیفتگر · مجذوب کننده · مسحور کننده
-
افسون · خیرگی · شیدایی · شیفتگری · شیفتگی · مجذوب شدگی · مسحور شدگی · کشش · گیرایی
-
دلربا · دلفریب · دلکش · سحر آمیز · فریبنده · مجذوب کننده
-
(بسته ی شاخ و برگ یا ترکه که سابقا برای جلوگیری از فروریزی دیواره های سنگر و غیره قرار می دادند و یا چاله ها را با آن پرمی کردند) بسته ی چوب
-
دلربا · دلفریب · دلکش · سحر آمیز · فریبنده · مجذوب کننده
-
افسون کردن · شیفتن
-
(قدیمی) روسری زنانه (سبک و ملیله دوزی شده) · شیداگر · شیفتگر · مجذوب کننده · مسحور کننده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن