ترجمه "fasciculus" به فارسی
(کلافه ای از لیف ها و ریشه های عصبی) کلافه ی عصبی, رجوع شود به fascicle, پی کلاف بهترین ترجمه های "fasciculus" به فارسی هستند.
fasciculus
noun
دستور زبان
(anatomy) A small bundle of nerve, muscle or tendon fibers. [..]
-
(کلافه ای از لیف ها و ریشه های عصبی) کلافه ی عصبی
-
رجوع شود به fascicle
-
پی کلاف
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fasciculus " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن