ترجمه "fasciculate" به فارسی
خوشکدار, خوشکی, کوفکدار بهترین ترجمه های "fasciculate" به فارسی هستند.
fasciculate
adjective
دستور زبان
Having fascicles
-
خوشکدار
-
خوشکی
-
کوفکدار
-
ترجمه های کمتر
- کوفکی
- خوشه ای
- کراسه ای
- کلافه مانند (fasciculated و fascicular هم می گویند)
- کلاله ای
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fasciculate " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "fasciculate" با ترجمه به فارسی
-
فاسیکولاسیون
اضافه کردن مثال
اضافه کردن