ترجمه "fasciation" به فارسی

دژستبری, (گیاه شناسی - پهن شدن و قلمبه شدن نابهنجار ساقه ی گیاه) کراسه شدگی, بسته بندی بهترین ترجمه های "fasciation" به فارسی هستند.

fasciation noun دستور زبان

The binding-up of a limb etc. with bandages. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دژستبری

  • (گیاه شناسی - پهن شدن و قلمبه شدن نابهنجار ساقه ی گیاه) کراسه شدگی

  • بسته بندی

  • ترجمه های کمتر

    • بسته بودن (با نوار یا ریسمان یا تسمه)
    • بسته کاری
    • قنداق شدگی
    • نواری شدگی
    • پهن و ناصافی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fasciation " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "fasciation" با ترجمه به فارسی

  • حواصیل ببری نواردار
  • حواصیل ببری نواردار
  • بهم فشرده · خط دار · نواردار
  • (جانورشناسی) نواره دار · (گیاه شناسی) کراسک دار · باد کرده و پهن شده (مانند برخی ساقه ها) · دارای راه راه های رنگی (fasciated هم می نویسند) · قنداق شده · نواربندی شده · کراسه شده
اضافه کردن

ترجمه های "fasciation" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه