ترجمه "fascicled" به فارسی
دسته ای, دسته دسته بهترین ترجمه های "fascicled" به فارسی هستند.
fascicled
adjective
دستور زبان
Growing in a bundle, tuft, or close cluster.
-
دسته ای
-
دسته دسته
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fascicled " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "fascicled" با ترجمه به فارسی
-
(گیاه شناسی) کراسه · بخچه (یا بغچه) · بسته ی کوچک · جزوه · جزوه (هریک از بخش های کتاب که به صورت جزوه چاپ می شود و به فروش می رسد و بعدا به صورت کتاب درمی آید) · دسته · ریز دسته · ریز کوفک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن