ترجمه "fascinating" به فارسی

دلکش, فریبنده, مجذوب کننده بهترین ترجمه های "fascinating" به فارسی هستند.

fascinating adjective verb دستور زبان

Having interesting qualities; captivating; attractive. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دلکش

    adjective

    but fun and fascinating,

    بلکه مطبوع و دلکش بدانید،

  • فریبنده

    adjective

    Countess Bezukhova quite deserved her reputation of being a fascinating woman.

    کنتس بزوخوا به حق و انصاف شهرت زن فریبنده را کسب کرده بود.

  • مجذوب کننده

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • دلربا
    • دلفریب
    • سحر آمیز
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fascinating " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "fascinating" با ترجمه به فارسی

  • افسون کردن · شیفتن
  • (قدیمی) روسری زنانه (سبک و ملیله دوزی شده) · شیداگر · شیفتگر · مجذوب کننده · مسحور کننده
  • افسون · خیرگی · شیدایی · شیفتگری · شیفتگی · مجذوب شدگی · مسحور شدگی · کشش · گیرایی
  • (با نگاه عمیق یا با ترساندن) مات و مبهوت کردن · (در اصل) سحر کردن · (کاملا) جلب کردن · اغفال کردن · افسون کردن · جادو کردن · خیره کردن · سحر کردن · سرجای خودمیخکوب کردن · سوراخ کردن · شیدا کردن · شیفتن · طلسم کردن · فریب خوردن · فریفتن · مجذوب کردن · گول زدن
  • (بسته ی شاخ و برگ یا ترکه که سابقا برای جلوگیری از فروریزی دیواره های سنگر و غیره قرار می دادند و یا چاله ها را با آن پرمی کردند) بسته ی چوب
  • افسون کردن · شیفتن
  • (قدیمی) روسری زنانه (سبک و ملیله دوزی شده) · شیداگر · شیفتگر · مجذوب کننده · مسحور کننده
اضافه کردن

ترجمه های "fascinating" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه