ترجمه "fascism" به فارسی

فاشیسم, (گاهی F بزرگ) حکومت دیکتاتوری توام با سرکوب مخالفان و ملت گرایی پرخاشگرانه و نژاد پرستی و ارتش گرایی, F( -1 بزرگ) فاشیسم بهترین ترجمه های "fascism" به فارسی هستند.

fascism noun دستور زبان

A political regime, having totalitarian aspirations, ideologically based on a relationship between business and the centralized government, business-and-government control of the market place, repression of criticism or opposition, a leader cult and exalting the state and/or religion above individual rights. Originally only applied (usually capitalized) to Benito Mussolini's Italy. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • فاشیسم

    noun

    extreme totalitarian political regime [..]

    If you look at the rise of far-right fascism across Europe of late,

    اگر شما را ظهور فاشیسم راست-افراطی در سراسر اروپا را اخیرا در نظر بگیرید،

  • (گاهی F بزرگ) حکومت دیکتاتوری توام با سرکوب مخالفان و ملت گرایی پرخاشگرانه و نژاد پرستی و ارتش گرایی

  • F( -1 بزرگ) فاشیسم

  • ترجمه های کمتر

    • جنبش فاشیستی
    • حکومت فاشیستی
    • فاشیزم (اصول عقاید و روش های حزب فاشیست ایتالیا : Fascisti)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fascism " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Fascism noun دستور زبان

Alternative spelling of fascism. [..]

+ اضافه کردن

"Fascism" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Fascism در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "fascism" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "fascism" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه