ترجمه "fascist" به فارسی
فاشیست, مرتجع, عضو حزب Fascisti ایتالیا بهترین ترجمه های "fascist" به فارسی هستند.
fascist
adjective
noun
دستور زبان
Of or relating to fascism. [..]
-
فاشیست
adjective nounWe don't hate Nana and grandpa, but the rest of their tribe are fascist capitalists.
ما از بابابزرگ و مامان بزرگ متنفر نیستیم. ولی بقیه قبیله ـشون فاشیست های کاپیتالیست هستن.
-
مرتجع
-
عضو حزب Fascisti ایتالیا
-
ترجمه های کمتر
- عضو حزب متمایل به فاشیسم (مثلا حزب فالانژ در اسپانیا) F( -3 بزرگ) فاشیست
- وابسته به فاشیست ها یا فاشیسم
- پیرو انگارگان فاشیست ها
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fascist " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Fascist
noun
دستور زبان
A member of the National Fascist Party in Italy from 1922 to 1943. [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Fascist" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Fascist در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "fascist" با ترجمه به فارسی
-
فاشیست
اضافه کردن مثال
اضافه کردن