ترجمه "fastidiously" به فارسی
ازروی دقت گیری, بادقت زیاد, مشکل پسندانه بهترین ترجمه های "fastidiously" به فارسی هستند.
fastidiously
adverb
دستور زبان
In a fastidious manner [..]
-
ازروی دقت گیری
-
بادقت زیاد
-
مشکل پسندانه
A fastidious delicacy had prevented him.
نوعی ظرافت مشکل پسندانه او را از این کار باز داشته بود.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fastidiously " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "fastidiously" با ترجمه به فارسی
-
اهل اه و پیف · ایرادگیر · ایرادی · بهانه گیر · دیرشاد · دیرپسند · زودبیزار · زودرنج · سخت گیر · مشکل پسند · نازک نارنجی · وسواسی
-
باریک بینی · دقت گیری · مشکل پسندی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن