ترجمه "fastidiousness" به فارسی
باریک بینی, دقت گیری, مشکل پسندی بهترین ترجمه های "fastidiousness" به فارسی هستند.
fastidiousness
noun
دستور زبان
The quality of being fastidious [..]
-
باریک بینی
-
دقت گیری
-
مشکل پسندی
Is Mr.Rochester an exacting, fastidious sort of man?
آیا آقای راچستر نوعاً آدم دقیق و مشکل پسندی است؟
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fastidiousness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "fastidiousness" با ترجمه به فارسی
-
ازروی دقت گیری · بادقت زیاد · مشکل پسندانه
-
اهل اه و پیف · ایرادگیر · ایرادی · بهانه گیر · دیرشاد · دیرپسند · زودبیزار · زودرنج · سخت گیر · مشکل پسند · نازک نارنجی · وسواسی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن