ترجمه "federative" به فارسی
فدراسیونی, وابسته به فدراسیون بهترین ترجمه های "federative" به فارسی هستند.
federative
adjective
دستور زبان
Uniting in a league; forming a confederacy; federal. [..]
-
فدراسیونی
-
وابسته به فدراسیون
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " federative " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "federative" با ترجمه به فارسی
-
منطقه فدرال (برزيل)
-
فدراسیون جهانی جوانان دموکرات
-
برزیل (منطقه فدرال)
-
فدراسیون بینالمللی اتحادیههای کارگری
-
اوراق بهادار منتشره توسط آژانس های دولت فدرال
-
قانون کمک به بیمه دولت مرکزی
-
حكومت فدرال · حکومت مرکزی
-
نام سابق روسیه (یکی از جمهوری های شوروی سابق)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن