ترجمه "felling" به فارسی

قطع درخت, احساس, برش درخت بهترین ترجمه های "felling" به فارسی هستند.

felling noun verb دستور زبان

Present participle of fell. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • قطع درخت

    Trees retained in a felling operation to supply seeds for regeneration

    درختان دست نخورده در عملیات قطع درخت برای نگهداشتن بذرها جهت بازسازی

  • احساس

    noun

    Frodo felt something seize him by the ankle, and he fell with a cry.

    فرودو احساس کرد که چیزی مچ پای او را گرفت و فریادی کشید و به زمین افتا.

  • برش درخت

  • قطع

    They say he can fell an oak tree with one swing of the ax.

    مي گن اون مي تونه با يه ضربه تبر يه درخت بلوط رو قطع كنه.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " felling " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "felling" با ترجمه به فارسی

  • بازتراكمسازي · باززایش · برش آمادهسازي · برش باززايش · برش پناهي · رژنراسیون
  • برش درخت · قطع · قطع درخت
  • (انگلیس) · (به ویژه اگر پر سنگ و لخت باشد) تپه زار · (خیاطی) زیر دوزی کردن سجاف · (درخت) بریدن · (لایه ی نازکی از بافت های هم بند که زیر پوست قرار دارد) زیر لایه ی پوست · انداختن · اوژندن · اوژنه · برزمین انداختن · برش فصلی · به زمین زدن · بیابان · تخته ی پوست · خونخوار · درختان بریده شده در یک وهله یا فصل · زمان گذشته ی فعل : fall · زمین زدن · سبع · ستمگر · ظالم · ماهور · مهلک · وحشی · پوست · پوست حیوان · کاری · کشنده
  • تناوب برش درخت · تناوب قطع درخت · وفقه برش درخت · وقفه قطع درخت · چرخه الواركني · چرخه قطع درخت
  • بازتراكمسازي · باززایش · برش آمادهسازي · برش باززايش · برش پناهي · رژنراسیون
  • برش اضافي · برش بهسازي · بهسازی توده جنگلی
  • تیرت خطا رفت، به هدف نزدی، تیرت به هدف نخورد
  • تناوب برش درخت · تناوب قطع درخت · وفقه برش درخت · وقفه قطع درخت · چرخه الواركني · چرخه قطع درخت
اضافه کردن

ترجمه های "felling" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه