ترجمه "fellness" به فارسی
بیرحمی, ستمکاری, وحشی گری بهترین ترجمه های "fellness" به فارسی هستند.
fellness
noun
دستور زبان
The state or quality of being fell; awfulness, horror, cruelty. [..]
-
بیرحمی
-
ستمکاری
-
وحشی گری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fellness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "fellness" با ترجمه به فارسی
-
بازتراكمسازي · باززایش · برش آمادهسازي · برش باززايش · برش پناهي · رژنراسیون
-
برش درخت · قطع · قطع درخت
-
(انگلیس) · (به ویژه اگر پر سنگ و لخت باشد) تپه زار · (خیاطی) زیر دوزی کردن سجاف · (درخت) بریدن · (لایه ی نازکی از بافت های هم بند که زیر پوست قرار دارد) زیر لایه ی پوست · انداختن · اوژندن · اوژنه · برزمین انداختن · برش فصلی · به زمین زدن · بیابان · تخته ی پوست · خونخوار · درختان بریده شده در یک وهله یا فصل · زمان گذشته ی فعل : fall · زمین زدن · سبع · ستمگر · ظالم · ماهور · مهلک · وحشی · پوست · پوست حیوان · کاری · کشنده
-
احساس · برش درخت · قطع · قطع درخت
-
تناوب برش درخت · تناوب قطع درخت · وفقه برش درخت · وقفه قطع درخت · چرخه الواركني · چرخه قطع درخت
-
بازتراكمسازي · باززایش · برش آمادهسازي · برش باززايش · برش پناهي · رژنراسیون
-
برش اضافي · برش بهسازي · بهسازی توده جنگلی
-
تیرت خطا رفت، به هدف نزدی، تیرت به هدف نخورد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن