ترجمه "femur" به فارسی

استخوان ران, راديوس, فخذ بهترین ترجمه های "femur" به فارسی هستند.

femur noun دستور زبان

(anatomy) A thighbone. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • استخوان ران

    most proximal bone of the leg for tetrapode vertebrates, longest bone for humans

    Okay, the femur fracture must have transected the femoral artery. Whoa.

    خب ، با اين شکستگي استخوان ران بايد رگ فمورال قطع بشه

  • راديوس

  • فخذ

  • ترجمه های کمتر

    • كشكك
    • (در برخی جانوران به ویژه حشرات) ران
    • (کالبد شناسی) استخوان ران
    • استخوان بازو
    • استخوان درشتني
    • استخوان زند زبرين
    • استخوان كتف
    • استخوان كف دست
    • استخوان كف پا
    • استخوان مچ
    • استخوان مچ پا
    • استخوان نازكني
    • استخوانهاي بند انگشت
    • استخوانهای اندام حرکتی
    • مفصل شانه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " femur " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "femur"

عباراتی شبیه به "femur" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "femur" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه